محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1126

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

از هريك دو درم زنجبيل تخم كرفس بزر سيساليوس اسارون شامى سليخهء سياه از هريك يك درم ادويه را كوفته و بيخته بعسل سفيد مصفّى بدستور مقرر جوارش سازند شربتى از يك درم تا دو درم باب كرم و كفته‌اند كه اين جوارش سردى و بسيارى رطوبت و ضعف هاضمه و تب ربع و تبهاى بلغمى را نافع است جوارش فلافلى منقول از قرابادين تركى افندى صالح چليبى مسخن معده است و دافع فواق و تب ربع صنعت آن فلفل سفيد فلفل سياه دارفلفل از هريك پنج درم انيسون حاشا زنجبيل از هريك دو درم عسل به قدر كفايت بدستور مقرر مرتب نمايند [ جوارش فلافلى بنسخهء ابن جزله ] جوارش فلافلى بنسخهء ابن جزله كفته كه اين جوارش سردى معده و بسيارى رطوبت و ضعف هاضمه و بادهاى غليظه و تب ربع و تبهاى بلغمى را نافع است و بول براند صنعت آن فلفل سفيد فلفل سياه دارفلفل از هريك پانزده درم عود بلسان هفت درم سنبل الطيب حماما از هريك چهار درم زنجبيل تخم كرفس بزر سيساليوس سليخه اسارون زرشك منقّى از هريك يك درم كوفته و بيخته درهم اميزند و با سه وزن مجموع ادويه عسل مصفّى تركيب نمايند [ جوارش فلافلى به نسخهء صاحب منهاج ] جوارش فلافلى به نسخهء صاحب منهاج سردى معده و جكر و سپرز و بسيارى رطوبت كه در بدن غالب باشد و سواء استمراء و بادهاى غليظ و تب ربع و تبهاى بلغمى مزمن را سودمند بود صنعت آن فلفلين دارفلفل از هريك چهار درم زنجبيل تخم كرفس سيساليوس سليخه اسارون زرشك منقى از هريك يك درم كوفته و بيخته با سه چندان عسل كف كرفته بسرشند شربتى از يك درم تا دو درم [ دهن الفلفل ] دهن الفلفل منقول از طب براكلسوس جميع خواص فلفل را دارد و اقوى است در فعل از آن ليكن نيست در آن حرافت فلفل و نافع است جميع امراض بارده را وقتى كه استعمال كرده شود از آن يك قطره تا سه قطره صنعت آن بكيرند فلفل را هر قدر كه خواهند و جوكوب نمايند و در هريك رطل از آن يك اوقيه نمك داخل نمايند و در آب كرم به مقدار هر رطلى فلفل شش رطل بخيسانند و مخمر نمايند مدتى در مكان كرم يعنى كه فى الجمله به جوش آيد و برسد و در سركين اسب دفن نمايند پس تقطير نمايند بقرع و انبيق بطريق مقرر و دهن را از روى آب بكيرند و در شيشه نكاه دارند و عند الحاجة به كار برند [ مخلّل فلفل ] مخلّل فلفل هاضم و مقوى معده و دافع رطوباتست صنعت آن بكيرند خوشهاى فلفل نارسيده را در سركهء تند اندازند تا برسد و تناول نمايند به قدر حاجت و اكر قدرى زنجبيل و قرنفل براى تقويت و رائحه آن داخل نمايند بهتر است [ معجون فلافلى به نسخهء صاحب كامل الصناعه ] معجون فلافلى به نسخهء صاحب كامل الصناعه درد معده و شهوت كلبى را سود دارد و بادهاى غليظ را دفع كند و طعام هضم نمايد و برودت معده را بر طرف سازد صنعت آن فلفل سفيد فلفل سياه دارفلفل از هريك بيست درم عود بلسان ده درم حماما سنبل الطيب فادزهر از هريك چهار درم زنجبيل تخم كرفس سليخه سيساليوس اسارون راسن از هريك يك درم مجموع را كوفته و بيخته با سه چندان عسل سرشته بطريق معمول معجون سازند شربتى يك درم باب نيم‌كرم [ فلدفيون ] فصل در ذكر نسخ فلدفيون بدانكه فلدفيون بفتح فا و سكون لام و فتح دال مهمله و سكون فا و ضمّ ياى مثناة تحتانيّه و سكون واو و نون اطلاق كرده مىشود بر دواى مركب حاد اكال قاطع بواسير و خنازير و تخم زايد [ فلدفيون نافع از براى لثهء داميه و قروح خبيثهء لثه و تعفن لثه را زائل كند ] فلدفيون نافع از براى لثهء داميه و قروح خبيثهء لثه و تعفن لثه را زائل كند و خون لثه را قطع كند و آكله و قروح خبيثهء دهان و اكلهء فم و لثه را باصلاح اورد و لثه را محكم كند و لثهء مسترخيه را نافع بود و ناصور لثه و فرج و مقعده را نافع باشد صنعت آن نورهء آب نديده سه درم شب يمانى دو درم نمك اندرانى سوخته يك درم و نيم اقاقيا دو درم نيم مر صافى سه درم زرنيخ زرد زرنيخ سرخ از هريك دو درم و نيم نوشادر چهار دانك درمى همه را سحق بليغ نموده بخل الاس عتيق مخلوط كرده خلطى غليظ و به روى اجر نو آب‌نديده پهن كرده در سايه بكذارند تا خشك شود و بعد از آن بردارند و قطعها نموده نكاه دارند و هرگاه خواسته باشند استعمال نمايند بكيرند قطعهء از آن را و سحق نموده و بپيچند بر انگشت خرقهء كتانى و در سركهء انكورى فرو برند بعد از آن بر روى اين دوا كذارند چنانچه بسيارى را بران چسبيده نشود بعد از آن بمالند بر لثه و عمور و بيخ دندانها و همچنين بر فرج و مقعده تا زمانى كه از اعضاى مذكوره خون روان باشد و بعد از آن مضمضه نمايند بسركهء انكورى و آب يا بشويند انعضو را بسركهء انكورى و آب كه در هر دو صورت جوشانيده باشند در آن آب و سركه اطراف اس با روغن كل سرخ و بعد از آن دو سه روز رها كنند پس ديكربار بموجب مذكور اعاده نمايند اكر احتياج باقى باشد و اين بهترين معالجه است از براى امراض مذكوره و در نسخهء ديكر آنست كه ادويه را كوفته بسركهء انكورى كهنه سرشته بر سفال نو طلا كنند تا خشك شود هر صبح قدرى از آن به سركه حل كرده بر موضع علّت بمالند تا خون از آن برايد پس دهان را بشويند و روغن كل سرخ طلا كنند تا سوزش آن را بنشاند و بعد از آن مضمضه بچيزهاى قابض كنند مضمضه نافع صنعت آن عدس كلنار فارسى كزمازج كل سرخ جوشانيده صاف نموده باب آن مضمضه نمايند دوايى كه بعد از مضمضه بقوابض بپاشند صنعت آن كلنار فارسى خبث الحديد هر دو را سائيده بپاشند و بسركهء عنصل مضمضه نمايند [ فلدفيون ديگر منقول از بياض مجربات نواب ميرزا بزرك مير محمد باقر حكيم باشى ] فلدفيون ديكر منقول از بياض مجربات نواب ميرزا بزرك مير محمد باقر حكيم باشى ولد ارشد حكيم عماد الدين محمود شيرازى حسينى غفر اللّه لهما نافع از براى اكلهء فم كه بسيار متعفن باشد و قروح خبيثهء جميع اعضا خصوص قروح خبيثهء فرج و مقعده و نواصير و از براى فساد و تعفن و تاكل اسنان و لثه و عمور چون بدستور مذكور استعمال كرده شود صنعت آن اقاقيا دوازده درم زرنيخ سرخ زرنيخ زرد از هريك هفت درم مرمكى صافى چهار درم نورهء كرم غير مطفاة ده درم شب يمانى هفت درم همه را كوفته بحرير بيخته يك جا كرده بسركهء انكورى كهنه سرشته استعمال نمايند فلدفيون به نسخهء سيّد مظفر الدين شفائى صنعت آن اقاقيا دوازده درم زرنيخ زرد يك درم مرّ صافى چهار درم آهك كرم آب نديده زنده هشت درم شب يمانى شش درم كوفته بحرير بيخته بسركهء كهنه سرشته اقراص سازند و در سايه خشك نمايند و در وقت حاجت بدستور مذكور استعمال نمايند و در نسخهء ديكر اين فلدفيون زرنيخ سرخ يك درم نيز داخل است فلدفيون ديكر به نسخهء قلانسى از براى اكلهء لثه متعفنه و سقوط اسنان و حفر آن صنعت آن اقاقيا دوازده درم زرنيخ سرخ هفت درم زرنيخ زرد شش درم و در نسخهء ديكر هفت درم است مرمكى صافى چهار درم حجارهء نورهء محرقه غير مطفاة ده درم شب يمانى هفت درم ادويه را جداجدا كوفته بحرير بيخته يك جا كرده به سركه سرشته اقراص ساخته در سايه خشك نموده استعمال نمايند فلدفيون كه كوشت فاسد قروح نواصير را متاكل ميسازد و عفونت را كه در لثه و دهان و جميع بدن باشد باصلاح مىآورد صنعت آن آهك آب نديده يك جزو زرنيخ زرد قلبى اقاقيا از هريك نيم جزو اين اجزا را بابيكه او را در اصطلاح اطباى اول نامند بسايند و در آب كذارند تا غليظ كردد پس اقراص بندند و خشك كنند و در محل محفوظ از ترى نهند و در وقت حاجت بسيار نيكو و نرم بسايند و بپاشند ماى اول كه ادويه فلدفيون را بان بسرشند عبارت از آهك آب نديده و قلى است كه بالسويه بكيرند و قلى را بسايند و يك جا كنند و آب شش چندان بران ريزند و سه روز بكذارند و هر سه روز سه بار آن را حركت دهند پس صاف كرده ادويه را بان بسرشند فلدفيون نوع ديكر كه همان نفع دهد صنعت آن اقاقيا دوازده درم زرنيخ سرخ زرنيخ زرد از هريك يك درم مرّمكى چهار درم آهك زنده هشت درم شب يمانى كوفته و بيخته بسركهء كهنه بسرشند و قرص سازند و در سايه خشك سازند و در وقت حاجت بدستور مسطور به كار برند باب الفاء مع النّون فنداديقون بفتح فا و سكون نون و فتح دال و الف و كسر دال هر دو مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم قاف و سكون واو و نون بيونانى اسم دوائيست كه پيران و سردمزاجان و سوء المزاج جكر و معده و امعا را كه از سردى باشد سود دهد و سدّه بكشايد و بادها بشكند و معده را كرم كند صنعت آن زنجبيل سنبل الطيب قرنفل از هريك پنج درم عود هندى دارچينى از هريك سه درم زعفران دو درم سك يك درم مشك نيم درم اجزا نيم كوفته در خريطهء كتان